1) مهارت تفکر خود را تقویت کنید. افراد بسيار باهوشی که به خاطر عدم پرورش توانمندی های تفکر خود دچار فلج فکری شده اند در بازار پر است! مهارتهای تفکر در سرعت و کيفيت تحليل و تصميم بسيار موثر است. شما شايد به صورت ذاتی در اين زمينه استعداد داشته باشند اما مطالعه و تمرين در اين زمينه باعث جهت دهی به استعدادهای شما خواهد شد. در درس های دانشگاهی هم به شما انديشه را ياد می دهند نه روش های انديشيدن. به موارد زیر فکر کنید: مهارت تفکر خلاق (تفکر جانبی)، مهارت تفکر منطقی و نقدی (منطق صوری و مغالطات)، مهارت تفکر سيستمی، مهارت تفکر استراتژيک، مهارت تفکر ارزشی (حل مساله و انتخاب هوشمندانه)، مهارت تفکر استعاری، تفکر جامع عقلايي، ديگر مهارت¬های تفکر (مهارت های تفکر فلسفی، تفکر فازی، تفکر رمز انديشانه، تفکر ناب، کوانتومی، تفکر انتقادی و موشکافانه، سيستماتيک و ...)، من کمی در مورد اين مهارت ها تلاش کرده ام و حاصل آن در سايت شخصی من هست.

2- جای درسی در حوزه تئوری¬های تصميم گيری و تکنيک¬های کمی و کيفی تحليل و تصميم¬گيری و متدولوژی (روش¬شناسی حل مساله) بسيار خالی است. يک تکاور در هر مقامی در هر لحظه ای درگير يک مساله تصميم يا يک فرصت تصميم است. اما در طول دوران تحصيل بصورت پراکنده، ناکافی و غير جامع و غير کاربردی در مورد تصميم و تصميم گيری چيزهايي می خواند، اما.......

3- روش شناسی تحقيق حرفه ای و نه لزوماً علمی: ما معمولاً ادب علمی حرفه ای نداريم. حرف مفت زياد می زنيم. خواندن روش تحقيق و متدولوژی علوم ما را مودب می کند.

ادب کار علمی با مطالعه در اين زمينه ها افزايش مي يابد. اين درس نقش و کارکرد بسيار اساسی در فهم علم، متون علمی يا حرفه ای، کاربرد متون علمی دارد. باعث می شود فارغ التحصيلان مديريت/ مهندسی صنايع و ... دقيق تر، عميق تر، علمی تر حرف بزنند، تحقيق کنند و مشاوره بدهند. و در ضمن با اصول انتشار نتايج علمی آشنا شوند. با تفاوت های کار علمی و حرفه ای آشنا شوند. و در مورد آنها گفته نشود که چشم شان را می بندند و دهن شان را باز می کنند و هر چه می خواهند می گويند!!!!

4- طراحی سيستم¬ها و روش¬ها: يک درس/ مهارت بسيار کاربردی که جايش در دروس کاربردی خالی است. روش های طراحی يک سلسله فرم، چک ليست، دستورالعمل، راهنما، فلوچارت بصورت سيستماتيک و سيستميک که در هيچ درسی بدان اشاره نمی شود در حالی که در دنيای واقعی يکی ار بديهی ترين توانمندی های لازم برای يک تکاور است!!

5- توانايي مفهوم سازی تجارب خود برای استفاده در پروژه های بعدی

6- درصد تکاورها بايد بين رشته ای مطالعه داشته باشند (پراکنده خوانی کنند) اما درون رشته ای کار کنند (پراکنده کاری نکنند)

7- توانايي تجزيه و تحليل های مالی (اگر در سطح بنگاه کار می کنيد) و توانايي تجزيه و تحليل های اقتصادی اگر در سطح ملی کار می کنيد.

 

1) كتابي هست به نام قورباغه را قورت بده، حرفش اين است كه اگر مثلا امروز چند كار هست كه حتما بايد انجامشان دهيد و سخت ترين آنها قورت دادن يك قورباغه زنده است حتما اولين كاري كه ابتداي روز انجام مي‌دهيد قورت دادن همان جناب قورباغه باشد. با اين پيشنهاد شديدا موافقم. تكاورها اول سراغ بخش مشكل كار مي‌روند. اين هم امكان مي‌دهد كه اصلاح برآوردهاي زماني و مالي بهتر و سريعتر انجام شود هم اعتماد به نفس براي مابقي فعاليتها را بيشتر مي‌كند.

2) هم نسلان ايراني من هر چقدر خوب حرف مي‌زنند بد مي‌نويسند. با زبان فارسي بيگانه‌ايم و جملاتمان نا مفهوم است. يك تكاور بايد بتواند سليس و خوشخوان بنويسد. دقت كنيد ادبي و زيبا منظورم نيست. گزارش پروژه جاي پيچيده نويسيها و آرايه‌هاي ادبي زائد نيست. پيشنهاد من براي بهبود نگارش مطالعه مستمر ادبيات داستاني است.

3) چقدر وحشتناك است وقتي كه دنبال سند يا گزارشي مي گردي و نمي تواني پيدايش كني. بارها براي من پيش آمده كه ايده‌اي در ذهنم جرقه زده اما براي پروراندن آن نتوانتستم بقيه مستندات پروژه را پيدا كنم. مستندات (كاغذي و الكترونيكي) راحت گم مي‌شوند. در قفسه‌ها، در كامپيوترها، در شاخه‌هاي فايل سرور شبكه، در ايميلها و در انبوه نسخه‌ها و ويرايشها. از آن بدتر وقتهائي است كه براي يك كار جديد احتياج به مستندات پروژه‌هاي قبلي دارم يا مي‌خواهم براي نوشتن پروپوزال از مدلها و تجربه‌هاي قبلي استفاده كنم اما آنها را پيدا نمي‌كنم. منظم باشيد و سعي كنيد مديريت مستندات را جدي بگيريد.

5) سليقه شخصي است اما افرادي را كه اهل نوشتن بر روي كاغذ و استفاده از فرد ديگري به عنوان تايپيست هستند خيلي جدي نمي‌گيرم. دقيقا مثل افرادي كه براي يك ارتباط رسمي و حرفه‌اي همان آي دي ياهو را مي‌دهند كه شبها با دوستانشان چت مي‌كنند. فكر كنيد مديركل يك اداره مهم در يك وزارت‌خانه‌، براي ارسال يك گزارش اين آدرس را به من داد: yahosein2000@...

6) بي هيچ اغراق من آدم موفقي نديده‌ام كه صبحها دير از خواب بيدار شود (مشاغل روشنفكرانه را لطفا فراموش كنيد). نمي‌دانم در هواي صبح گاهي چه رازي است كه آدم را به هيجان مي‌آورد كارائي را بالا مي‌برد و قدرت ذهن را چند برابر مي‌كند. به خصوص اگر با سازمانهاي دولتي سروكار داريد ناچاريد سحرخيز باشيد چون آنها فقط تا ظهر كار مي‌كنند، ژستهاي تا شب كار كردن و اضافه‌كاري دولتيها را جدي نگيريد!

7) يك تكاور جوان جاه‌طلب است اما حسود نيست. ميل به پيشرفت و بالاتر رفتن در ساختار پروژه را داشته باشيد اما از موفقيت همكارتان حرص نخوريد. در كنار همكاران قوي است كه شما هم قوي خواهيد شد.

8) دموكراسي را براي مديريت پروژه خلق نكرده‌اند. در پروژه وزن نظر آدمها يكسان نيست. يك تكاور بايد تصور واقع‌بينانه‌اي از جايگاه خودش داشته باشد اين جايگاه البته مي‌تواند با گذر زمان تغيير كند. اگر جايگاه واقعي خودتان را بدانيد بهتر مي‌توانيد با تيم پروژه ارتباط برقرار كرده و خودتان را در معرض تجربه‌هاي جديد قرار دهيد.

 


 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 19:53 موضوع | لینک ثابت