تبليغاتX
تولدی ديگر

تولدی ديگر

 

 

 

  nlpsabz

 

 چارلی چاپلین به دخترش: تا وقتی قلب عریان كسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگه دار اگر هم یه روزی خواستی كسی را در قلبت جای دهی سعی كن كه فقط یك نفر باشد به او بگو كه تو را بیش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زیرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم

 

 

 

نوروز روزی است......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت


 

 nlpsabz

1) قاعده ۸۰-۲۰ را به خاطر داشته باشيد. یکی از مصادیق آن این است که ۸۰ درصد ارزش خروجی شما حاصل ۲۰ درصد از فعالیت شماست. وقت را روی آن قسمتهای کم اهمیت تر هدر ندهید.

2) اگر دنبال اين هستيد که کار ايده آل انجام دهيد بايد ايده آل گرايي خام را کنار بگذاريد! بسياری از کسانی که ميشناسم برای آنکه کار ایده آلی تحویل دهند آنقدر روی مراحل اوليه وقت ميگذارند که هميشه موعد تحويل کار را از دست ميدهند. يک خروجی ناقص بهتر از يک خروجی ايده آل است که به موعد نرسد.

3) عمده فعالیتهای ذهنی را میتوان هم به صورت فعال انجام داد و هم منفعل. فعال یعنی اینکه مثلا وقتی یک مقاله میخوانید نکات مهم را پیدا کنید٬ خلاصه تهیه کنید٬ نقد بنویسید... منفعل یعنی اینکه فقط بخوانید و بگذرید. سعی کنید منفعل نباشید. فعال مطالعه کردن مثل حل کردن مساله رياضی است و منفعل مطالعه کردن مثل خواندن متن درس رياضی.

4) قورباغه را قورت بده! وقتی در مواجهه با کاری دچار سردرگمی و آشفتگی هستيد بهترين کار اين است که به جای اتلاف انرژی ذهنی در مورد چگونگی شروع کار٬ آن را شروع کنيد

 

 

 

1) به هزینه اولیه توجه داشته باشید. شما ممکن است تمام شب و روز را کار کنید ولی بازده اندکی داشته باشید. دلیلش این است که از یک کار به کار دیگر پریده اید و وقت خود را در مرحله گرم شدن برای کار تلف کرده اید. یک کار را شروع کنید و آن را تمامش کنید.

2) خودتان را به جای مدیرتان بگذارید. تصور کنید که اگر جای او بودید دریافت چه خروجی راضی تان می کرد.

3) تعادل مناسبی را بین دانستن تحولات جدید رشته خودتان، اخبار بازار، خواندن کتاب های عملی و کاربردی و انجام پروژه های عملی حفظ کنید. تمرکز بیش از حد بر یکی از این جنبه ها و فراموشی بقیه باعث می شود تا درازمدت قدرت جذب دانش خود را از دست بدهید.

4) همین تعادل را در زندگی حفظ کنید. به اندازه کافی ورزش کنید و وقت کافی برای بودن با خانواده و دوستان صرف کنید. این به شما کمک می کند که در بلند هم چنان پربازده باشید. چیزی که برای کارراهه مشاوره کلیدی است.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 19:53 موضوع | لینک ثابت


عکس 20 سالگی و 10 سالگی خودم

حکیمی فرزند را چنین پند داد:

ای فرزند !

هزار حکمت آموختم و از آن هزار حکمت ٬ چهارصد بر گزیدم و از آن چهارصد ٬ هشت حکمت را برگزیدم که اگر آن را به کارگیری ٬ هیچ مشکلی تو را پیش نیاید.

دو چیز را فراموش مکن: اول خدا را ٬ دوم مرگ را.

دو چیز را فراموش کن: اول کسی که به تو بدی کرد. دوم کسی که به او نیکی کردی.

اما چهار تای دیگر:

اول: اگر به خانه ای وارد شدی نگهدار چشم را.

دوم: اگر بر مجلسی وارد شدی نگهدار زبان را.

سوم: اگر بر سفره ای وارد شدی نگهدار شکم را.

چهارم: اگر بر نماز ایستادی نگهدار دل را.

ب 

بهشت در قرآن

معناي بهشت
بهشت در لغت ريشه‌ي اوستايي دارد و به معناي خوش‌تر، نيكوتر، جهان بهتر (فردوس، خلد، جنّت). جاي خوش آب و هوا، فراوان نعمت و آراسته است كه نيكوكاران پس از مرگ در آن جاودان باشند.
[1]
ويژگي‌هاي بهشت و بهشتيان
قرآن كريم در مقام ترسيم چهره و ويژگي‌هاي بهشت و بهشتيان آيات فراواني را اختصاص داده است؛ مانند:
1ـ باغ‌هاي طرب‌انگيز كه زير درختان آن نهرها جاري است. اين بيان حدود 70 بار در قرآن آمده است.
2ـ درختان و سايه‌هاي آن مانند ميوه‌هايش هميشگي است: «أكلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها».
[2]
3ـ فرشتگان بر بهشتيان وارد مي‌شوند و سلام و تحيّت مي‌گويند.
[3]
4ـ لباس‌هاي آنان از حرير و پرنيان است.
5ـ بر تخت‌ها تكيه زده، نه آفتاب سوزان مي‌بينند و نه سرما.
6ـ سايه درختان بهشتي بر سر بهشتيان و ميوه‌هايش در دسترس آنان است.
7ـ ساقيان زيبارو و حوريان با جام‌هاي سيمين و بلورين بر آنان دور مي‌زنند.
8ـ شراب‌هايي مي‌نوشند كه طبعش چون زنجبيل و عطرآگين است.
9ـ چشمه‌ سلسبيل در آن جاست.
10ـ جهاني است بزرگ و كشوري است پر نعمت.
11ـ لباسشان از استبرق و دست بندهايشان نقره‌فام است.
12ـ ساقي شرابشان پروردگار، و شرابشان طاهر و پاك است.
[4]
13ـ در رخسارشان شادماني نعمت‌هاي بهشتي پايدار است.
14ـ شراب‌شان ناب و سر به مهر و دست نخورده است.
15ـ تركيب طبع آن شراب اين كه به مشك مهر كرده‌اند و از عالم بالا است: «وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ».
[5]
تذكر: برخي از چشمه‌هاي بهشتي خالص و ناب است، مانند چشمه تسنيم و برخي از چشمه‌ها مزيجي و امتزاجي از تسنيم دارد مانند چشمه‌ي رَحِيق.
16ـ آب‌هاي بهشت هيچ گاه گنديده نمي‌شود و طعمش تغيير نمي‌كند.
17ـ نهرهايي از شراب ناب كه براي نوشندگان لذت بخش است و چشمه‌هايي از شير كه طعمش تغيير نيابد و چشمه‌هايي از عسل مصفّا در آن جاست.
[6]
18ـ جايگاه امن، امان و سلامتي است.
[7]
19ـ در آن جا براي بهشتيان از همه‌ي ميوه‌ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست.
[8] و آنچه كه انسان بخواهد و چشم‌ها را به شوق و لذت اندازد مهياست و انسان در آن جاويد باشد: «وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ».[9]
گفتني است قرآن در اوصاف بهشت و همچنين در ويژگي‌هاي جهنم، به بيان آن دسته از مطالبي كه براي همگان قابل ادراك است پرداخته، با بيان نمونه‌هايي كه در اين جهان وجود دارد مطلب را نزديك ساخته است و گرنه، نظام آخرت با نظام دنيايي تفاوت اساسي دارد و واژه‌ي دنيايي توان تفسير كنه آن را ندارد؛ آن سان كه جنين در رحم مادر توان درك واقعيت‌هاي خارج از رحم را ندارد. از اين رو قرآن در موارد زياد به مثال و نمونه اكتفا كرده، مي‌فرمايد: «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ»
[10] و «مثل الجنة الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ اسِنٍ...»[11] و گرنه نعمت‌هايي فراهم آورده است كه از دست‌رس فهم و ادراك بشر خارج و خرد را توان تعقل آنها نيست، بلكه هيچ كس بر آنها آگاه نيست: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»؛[12] هيچ كس نمي‌داند كه پاداش نيكوكاريش چه نعمت‌ها و لذّت‌هاي روشني بخش دل و ديده است و در عالم غيب براي او چه ذخيره شده است. با اين كه مي‌دانيم قران مقام و مرتبه رضا و خشنودي خداوند را نسبت به بسياري از مقام‌ها برتر به شمار آورده است: «و رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ».[13]
بنابراين، نعمت‌ها و لذت‌هاي بي‌نهايت كه روشني بخش دل و ديده است به مراتب بايد برتر از مقام رضا باشد.
اشاره 1ـ مقام رضا نازل‌تر از مقام تسليم محض است و كمال تسليم برتر از كمال رضاست. البته در اين گونه از مقام‌ها مجالي براي التذاد، توجه به لذت و مانند آن مطرح نيست، بلكه زمينه انقطاع از ماسوي الله و برتر از آن، يعني كمال انقطاع فراهم است كه از محدوده‌ي بحث كنوني بيرون است.
2ـ همان طور كه براي پرهيزكاران كامل مقام‌هايي است كه اوج آن‌ها نامعلوم است، براي تبهكاران لَدُود، عَنُود و كنود دركاتي است كه عمق حفره آنها معلوم نيست و كيفيّت تعذّب نفس پليد آنان در آن حفره معلوم نيست؛ چنان كه ظاهر جمله‌ي «وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ»؛
[14] و آنچه تصورّش را نمي‌كردند، از جانب خدا برايشان آشكار گرديد، از چنين مكان سحيفي خبر مي‌دهد.
جايگاه بهشت
انساني كه نشئه‌ي ماده‌ي عنصري زندگي مي‌كند بسياري از داوري‌ها و انتظارات او هم صبغه‌ي عنصري و مادي دارد. او براي هر چيز، جا و مكان مادي تصور مي‌كند و فرآيند همه امور را در راستاي زمان و مكان طبيعي مي‌نگرد. حال اگر از او پرسيده شود جاي مسأله‌ي 4=2+2 كجاست، يا جاي معادله‌ي 9=
X+4 كجاست؟ خواهد گفت: اين مسأله‌اي رياضي يا معادله‌اي جبري است و نمي‌تواند جايي داشته باشد. امري است كه جنبه‌ي متافيزيكي دارد و خارج از محدوده تاريخ و مكان، بلكه اساساً علوم و دانش‌هاي بشري ذاتاً مجرّد از ماده است و زمان و مكان ندارد و از جان انسان بيرون نيست. از اين رو با رفتن روح از بدن علوم هم همراه او مي‌شوند. بهشت و جهنّم نيز از محدوده‌ي تاريخ دنيايي و زمان و مكان خارج است و قبل، بعد، كِي و كجاي دنيوي بر نمي‌دارد، و چنانچه ما بخواهيم آنها را تصور كنيم بايد به تعبيرهاي قرآن و احاديث معصومين ـ عليهم السّلام ـ رو آورده بگوييم: بهشت نزد سدرة المنتهي است.
در احاديث فراواني «سدرة المنتهي»، «جنّة المأوي»، «عرش»، «كرسي»، «معراج» و «ملكوت» همه كنار هم قرار گرفته است؛ يعني همه در آسمان‌ها قرار گرفته است.
فراواني روايات در اين زمينه موجب قطع مي‌شود كه معناي محسوس و ظاهري واژه‌هاي عرش و كرسي و مانند آنها مراد نيست. بنابراين، چه مانع دارد كه از ديدگاه روايات فراوان بهشت و دوزخ را همراه دنيا و بعد از دنيا موجود بدانيم؛ چنان كه حارثة بن مالك آنها را ديد و از آنها خبر داد و پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ از آن خبر دادند و قرآن مي‌فرمايد: «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ»؛
[15] بهشت براي پرهيزكاران نزديك شده و هيچ دور نيست. از اين رو مفسّران گفته‌اند «أٌزلفت» بدان معنا نيست كه در آينده، نزديك مي‌شود و تعبير از آينده به فعل ماضي براي آن باشد كه مستقبل محقق الوقوع در حكم ماضي است، بلكه حقيقةًَ موجود و اين موجود خارجي نزديك شده است. همچنين است واژه‌ي «أُعدّت».
صالح بن سعيد گويد: بر حضرت ابوالحسن سوم، امام علي النقي ـ عليه السّلام ـ وارد شدم و عرض كردم: فدايت گردم هدف آنان (بني عبّاس) در همه كار، خاموش ساختن نور شماست. در حق شما كوتاهي مي‌كنند تا به حدّي كه شما را در كاروان‌سراي پست و سراي گدايان (خان الصعاليك) جاي داده‌اند!!.
امام دهم ـ عليه السّلام ـ فرمود: اي پسر سعيد معرفت تو در حق ما همين اندازه است؟! سپس با دست مبارك اشاره كرد و فرمود: بنگر. وقتي نظر كردم ديدم باغ‌هاي سرسبز، با طراوات و شگفتي‌زا كه در ميان آنها حوريان خوشبو و عطرآگين چونان لؤلؤ، پرندگان، آهوان، جويبارهاي جوشنده و... چنان كه مرا مدهوش ساخت و چشمم خيره ماند. آن گاه فرمود: ما هر جا باشيم اينها برايمان آماده است و در كاروانسراي گدايان نخواهيم بود.
[16]
مي‌توان گفت امام دهم، حضرت هادي ـ عليه السّلام ـ در واقع درجه و گوشه‌اي از بهشت را به صالح نموده است و او ملكوت را به مشاهده نشسته و در حالي كه همين بدن عنصري را داشت همراه امام ـ عليه السّلام ـ به آسمان سير معنوي كرد و به «جنّة المأوي» و نزد «سدرة المنتهي» عروج روحي كرده است.
قرآن كريم درباره قيامت نيز مي‌فرمايد: «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً ـ وَ نَراهُ قَرِيباً»؛
[17] كافران آن را دور، ولي ما آن را نزديك مي‌بينيم: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ»؛[18] قيامت نزديك است؛ چون كافران قيامت را در طول زمان ارزيابي مي‌كردند و مي‌گفتند: اگر راست باشد بعد از زمان دنيا آفريده و برپا خواهد گرديد. قرآن مي‌فرمايد: چنين نيست و اگر صلاح بود مي‌ديدند كه هم اكنون آتش زبانه مي‌كشد و جهنّميان معذّبند؛ آن گونه كه حارثة بن مالك ديد و از آن خبر داد.[19]
بنابراين ديدگاه نبايد بهشت و جهنم و بسياري از معارف قطعي اسلام را در چهارچوب زمان و مكان دنيايي ارزيابي كرد. آنها آسماني است و انديشه‌ي آسماني مي‌طلبد و براي نامحرمان هرگز درهاي آسمان گشوده نخواهد شد؛ چنان كه قرآن كريم درباره‌ي مكذبان آيات الهي مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ»؛
[20] آنان كه آيات خدا را تكذيب كنند و از سر تكبر و نخوت بر آنها سر فرود نياورند هرگز درهاي آسمان بر روي آنان گشوده نشود و به بهشت وارد نمي‌شوند. بنابراين، مراد از آسمان‌ها همان مقام يا مقام‌هاي عالي انسانيت است كه بهشت را در خود جاي داده است، نه اين فضاي بي‌كران و جاي گردش كهكشان‌ها و اجرام مادي و اگر مراد از آسمان، جهان اجرام باشد، كافران امروزه آن را گشوده و به آن راه يافته‌اند.

 

 

[1] . لغت نامه‌ي دهخدا، ج3، ص4447.
[2] . سوره‌ رعد، آيه‌ 35.
[3] . سوره‌ رعد، آيه‌ 23.
[4] . سوره‌ دهر، آيات 12 ـ 21.
[5] . سوره‌ مطفّفين، آيات 24 ـ 27.
[6] . سوره‌ محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، آيه‌ 15.
[7] . سوره‌ انعام، آيه‌ 127.
[8] . سوره‌ محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، آيه‌ 15.
[9] . سوره‌ زخرف، آيه‌ 71.
[10] . سوره‌ رعد، آيه‌ 35.
[11] . سوره‌ محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، آيه‌ 15.
[12] . سوره‌ سجده، آيه‌ 17.
[13] . سوره‌ توبه، آيه‌ 72.
[14] . سوره‌ زمر، آيه‌ 47.
[15] . سوره‌ ق، آيه‌ 31.
[16] . بحار، ج50، ص132، ح15، و ص202، ح11.
[17] . سوره‌ معارج، آيات 6 ـ 7.
[18] . سوره‌ قمر، آيه‌ 1.
[19] . بحار، ج22، ص126.
[20] . سوره‌ اعراف، آيه‌ 40


 

 

 

انسان هرروز عمل یا اعمالی راانجام می دهد ورفتاری ازخودبروز می دهد.رفتاریا آگاهانه یا ناآگاهانه است.یاازروی جهل یا علم است؛یاازروی آگاهی پنهان وعادت است ؛ احتمال داردکه رفتاریک باررخ دهد ؛ که این مهم نیست.رفتارهائی هم هست که بیش از یک بار ازفرد بروزمی کند,دراین صورت مهم است وباید کنترل شود .

 

عبرت


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 20:16 موضوع | لینک ثابت


 

 

                                                     

                                               سفر روحی

   

 

 

بسیاری از ما در طول زندگی احساس کرده ایم که در حالیکه از جای خود تکان نخورده ایم به نقطه دور دستی رفته و با شخص یا محلی دیدار کرده ایم.طبیعی است که ما چنین حالتی را خیال پنداشته و به سادگی از آن گذشته ایم اما دانشمندان و محققین چنین مسائلی را قابل توجه دانسته و به تحقیق درباره اش می پردازند.براستی این چه حالتی است؟افسانه است یا رویا؟و یا حقیقت است؟بطور دقیق نمی توان در اینباره اظهار نظر صریح کرد چون همانطور که می توان مثالها و شواهد گوناگونی را در تائید آنها آورد هیچگونه پاسخ علمی ای هم که جوابگوی همه سوالات باشد وجود ندارد.آنچه در این مقاله می خوانید مثالهایی است که به تائید پژوهشگران رسیده و نظرشان را بخود جلب کرده است:

خانم تمپل یک زن جوان انگلیسی بود که همراه شوهرش با کشتی به آمریکا می رفت.او طی این سفر دچار دریازدگی شدیدی شد طوریکه مجبور شد تمام وقتش را در کابین کشتی و در رختخواب بگذراند.در همین ایام مادرش که در شهر بود در مورد او دلشوره داشت.در آشپزخانه نشسته بود و به سفر دخترش و ناراحتیهای او فکر می کرد که ناگهان احساس کرد که روحش از جسمش خارج شده و روی اقیانوس به پرواز درآمده است.سپس چشمش به یک کشتی بزرگ اقیانوس پیما افتاد.وارد کشتی شد و اتاق دخترش را پیدا کرد و داخل رفت و دست دخترش را گرفت و نوازش کرد و گفت که بهتر است سر و رویش را با آب سرد بشوید و به روی عرشه کشتی برود و هوای آزاد دریا را استنشاق کند تا حالش خوب شود.دختر نیز حرف مادر را گوش کرد.مادر که خاطرش از جانب دختر راحت شده بود احساس کرد دوباره پرواز کرده و از کشتی خارج شده است و به لندن بازگشته و بعد به خانه و آشپزخانه اش رفته و دوباره وارد جسمش شده است:بعد از 5 دقیقه سردرگمی بالاخره توانستم احساس کنم که زندگی در داخل جسمم را بازیافته ام.او چند روز بعد نامه ای از دخترش دریافت کرد که تمام نکات این ملاقات عجیب را برایش نوشته بود.زمان:مکان و حتی جمله ای که مادر به دختر خود گفته بود عینا در نامه ذکر شده بود.این مادر وقتی دید که همه چیز با واقعیت تطبیق می کند تازه فهمید که چیزی را که رویا و خیالبافی می دانسته یک واقعیت بوده است.با توجه به شواهد و ادعاهایی که در این زمینه وجود دارد:دانشمندانی که در زمینه روح و ماوراء الطبیعه کار می کنند عقیده دارند که در ادوار مختلف و در نقاط مختلف عده زیادی در طول زندگیشان تجربه سفر خارج از جسم را تجربه کرده اند.این تجربه را اختصارا اوبی می نامند که حروف اول جمله لاتین خروج از جسم می باشد و من در این مقاله آنرا پرواز روح یا سفر روحی می نامم.ظاهرا از هر 5 تا 10 نفر از مردم دنیا یک نفر در طول عمر این سفر را که معمولا در زمان اضطراب و التهاب پیش می آید و گاهی نیز بدون دلیل خاصی انجام می گیرد را انجام داده است.دانشمندان در این زمینه سخنان یک زن ایرلندی را مثال می آورند.این زن ادعا می کرد که در سفرهای روحی متعدد خود از مدتی قبل به خانه ای سر می کشیده و ساعاتی را در آنجا می گذرانده است.مدتی گذشت و آین زن با شوهرش تصمیم گرفتند تغییر مکان بدهند.زن فکر کرد که اگر بتواند خانه رویایی اش را پیدا کرده و به آنجا نقل مکان کنند بسیار جالب می شود به همین دلیل به لندن رفتند و خانه های مختلفی را دیدند تا اینکه روزی به آگهی یک خانه خالی ارزان قیمت و مناسب حالشان برخوردند.این زن بعد از بازدید خانه متوجه شد که تمام مشخصات این خانه(حتی اثاث و تزئینات خانه)همانی است که او در سفرهای روحی اش دیده است و تمام سوراخ سمبه های خانه را بخوبی می شناخت و با همه جا آشنا بود.علت ارزانی خانه هم آن بود که شایع شده بود ارواح به این خانه رفت و آمد می کنند.وقتی زن و شوهر صاحبخانه را برای انجام معامله ملاقات کردند صاحبخانه به زن خیره شد و ناگهان فریاد کشد:شما همانی هستید که دائم به این خانه سر می زدید.به این ترتیب معلوم شد که حرف زن واقعیت داشته است.بعضی از محققین و متفکرین می گویند که احساس ما برای درک و دریافت همه اطلاعات هستی ساخته نشده است و همین موضوع ما را از درک مسائل ماوراء الطبیعه ناتوان می سازد.اگر ما امکان پرواز غیر مادی و روحی امان را قبول کنیم این سوال پیش می آید که چه نوع اطلاعاتی باید کسب کنیم تا بتوانیم این مسائل را ثابت کنیم؟از زمانهای قدیم کسانی بوده اند که ادعا می کرده اند به راههای وصول به پروازهای غیر فیزیکی دسترسی دارند که صوفیان(با ادعای طی الارض)و مدیومها از جمله آنها هستند.اما این موضوع نیز از قدیم مورد انکار و تائید بوده است.اخیرا دانشمندان اقدام به یک رشته تحقیقات اساسی و علمی در اینباره کرده اند.اگر افراد بتوانند به سفرهای روحی(پرواز بیرون از جسم)دست پیدا کنند حدود زمان و فضا که جسم ما قادر نیست به آنها راه پیدا کند برای دنیای علم و فلسفه و حتی زندگی عادی مشخص خواهد شد.چند سال قبل پژوهشگری با زنی بنام الین گارت که ادعا می کرد قادر است به دلخواه خود از جسمش خارج شده و به نقاط دور دست برود تماس گرفت.در یکی از تجربه ها او در حضور یک روانشناس و یک منشی از لندن به آپارتمانی در نیویورک رفت.هدف این سفر روحی که از پیش تعیین شده بود مطب دکتر ریک ژاویک بود.این دکتر به همین منظور اشیاء مختلفی را روی میز مطبش جمع کرده بود تا زن آنها را شناسایی کند.این مدیوم نه تنها آنها را بطور دقیق و صحیح نام برد بلکه حتی کلمه به کلمه صفحه ای از کتابی را که دکتر در آن لحظه مشغول مطالعه اش بود(و جزء آزمایش نبود)را به زبان آورد و گفت که دکتر با سر باندپیچی شده روی صندلی نشسته بود.تمام نشانیها و حتی آسیب سر دکتر حقیقت داشت و بعدا بوسیله او تائید شد و مهمتر از همه اینکه دکتر گفت که در آن لحظات وجود این خانم را در دفتر کارش احساس کرده است.شخص دیگری که در این زمینه از او کارهای زیادی دیده شده است اینگو سوان است.او هنرمندی مقیم نیویورک است که چند بار در حالیکه تحت نظارت چند روانشناس بود از جسم خود خارج شد و به بام خانه رفت و گزارش تمام اشیایی را که روی بام خانه قرار داده شده بود را با نشانیهای دقیق و طرز ساختمان و بامهای مجاور محلی را که قبلا هرگز به آنجا نرفته بود را اظهار داشت که همگی مورد تائید گروه تحقیق قرار گرفت.طرز کار سوان این چنین است که روی یک صندلی می نشیند و سیگارش را دود می کند.محققین به او سر نخی از یک مکان اتفاقی را که خود انتخاب کرده اند را می دهند(مثلا محلی در 32 درجه عرض شمالی و 32 درجه عرض شرقی)سپس سوان می گوید:بنظر جایی خشک می آید مثل جنوب ایتالیا:نه نه:چیزی را در آن دورها می بینم...آه...آنها اهرام ثلاثه هستند...مثل اینکه قاهره است.در حقیقت محلی که انتخاب شده بود قاهره بود دقیقا محلی در نزدیکی قاهره.در یک آزمایش دیگر به سوان علامت محلی در 49 درجه و 2 دقیقه عرض جنوبی و 70 درجه و 14 دقیقه عرض شرقی داده شد.سوان طبق معمول سیگاری روشن کرد و به حالت جذبه رفت و پس از لحظاتی گفت:من چیزی را می بینم که شبیه یک کوه است و مقداری برف روی آن...نه نه...فقط کوه نیست...باید یک جزیره باشد...چیزی را که او گمان می کرد اشتباه کرده است در حقیقت درست بود.محلی در اقیانوس هند در قسمت شمالی شبه جزیره هند که بعدا در بررسیها معلوم شد که جزیره ای در آنجاست که دارای کوه بلندی با همان مشخصات و پر از برف است.سپس سوان سفر روحی اش را در آنجا ادامه داد و نقشه قسمتی از این جزیره را که فرودگاه و چند ساختمان در کنار دریا و چند دکل کشتی بود را شرح داد که تمام مشخصات هم دقیقا درست بود.در 100 آزمایش او 43 محل را درست تشخیص داد 32 محل تقریبا درست بود 19 محل دارای اشتباهاتی و 6 محل نیز شناسایی نشد.آزمایشها زیر نظر پروفسور پاتهوف که فیزیکدانی در قسمت تحقیقات دانشگاه استنفورد آمریکا بود انجام گرفت.پاتهوف دانشمندی از نسل دانشمندان امروزی است که پدیده های پارانورمال را بطور جدی دنبال می کند.او معتقد است:اینگونه افراد:ممکن است:کلید علوم انقلابی آینده را در دست داشته باشند و تئوریهای کوپرنیک و نیوتن و انیشتین را به مرحله عمل درآورند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت


 

 دیروز وقتی از پس کوچه خیالاتم عبور می کردم به مسافری غریب بر خوردم نمی دانم چرا در یک لحظه احساس کردم که تنهاییش بر وجود سردم آتش می زند

کنارش نشستم . از او پرسیدم آیا تنهایی؟ گفت نه من با رویای عشقم زنده ام و زندگی می کنم. کلامش تا اعماق وجودم نفوذ کرد. او کسی بود که با رویا می زیست.پرسیدم آیا گمشده ای؟ گفت: نه. عشق من همچون فانوسی هدایتم می کند و راه را به من نشان می دهد. پرسیدم: سفر می  کنی ؟ گفت: من همیشه در سفرم . پرسیدم:غریبی؟ گفت: غربت یعنی چه هنگامی که با تمام وجود گرمای عشقم حس می کنم. ناگهان اشکی از گوشه چشمش سرازیر شد و بر روی زمین چکید. پرسیدم: این اشک برای چیست؟گفت:حرمت سکوتی است که هیچگاه شکسته نشده و فریادی است به وسعت پرواز. پرسیدم: سکوت می کنی؟ نگاهم کرد؟!؟!؟! پرسیدم:این نگاه چیست؟گفت:حرمت کلماتی است که در حصار زمان مانده اند . مسافر غریبه بلند شد، دستم را به گرمی فشرد و گفت:هرگاه خواستی عشقت را به شوریده ای ثابت کنی، سکوت کن ورفت . و من همچنان رفتنش را تماشا می کردم تا شاید رفتنش نیز پیامی از عشق را به ارمغان بیاورد.......

آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي كه هزار سال 

زيسته است و 

آنكه امروزش را درنمي يابد،هزار سال هم به كارش نمي آيد

 

ART began when man glorified the sun with a hymn of gratitude

 
 
 

حديث درباره خوشرويي

امام علی (علیه السلام)
1. خوشرويى نيكوكارى است و ترش رويى گناه و آزار است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
2. خوشرويى سر آغاز نيكوكارى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
3. گشاده رويى شيوه آزادگان است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
4. گشاده رويى (نوعى) احسان است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
5. شكفته رويى سر آغاز عطا و بخشش است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
6. شكفته رويى آتش دشمنى را خاموش كند. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
7. خوشرويى مرحله آغازين بخشش است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
8. شكفته رويى شيوه آزاد مردان است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
9. خوشرويى رفيقان را (با انسان) انس دهد. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
10. گشاده ‏رويى ، كمند دوستى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
11. خوشرويى براى بذل احسان به ديگران وسيله بى ‏خرجى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
12. گشاده رويى يكى از دو بخشش است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
13. خوشرويى يكى از دو ميهمانى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
14. گشاده رويى منظرى زيبا و شگفت آور است و خويى درخشنده است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
15. با خوشرويى و گشاده رويى جايگاه بخشش (نزد خداى تعالى و مردم) نيكو شود. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
16. خوشرويى تو سر آغاز نيكوكارى و وعده ‏ات سر آغاز عطا و بخشش تو است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
17. خوشرويى راهنماى كرامت نفس و بزرگوارى تو است، و فروتنى و تواضعت خبر از شرافت خوى تو مى ‏دهد. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
18. خوشرويى آغاز بخشش و آسان‏ترين جود و سخاست. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
19. خوشرويى يكى از دو مژده است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
20. خوشرويى از نشانه ‏هاى رستگارى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
21. وسيله محبت و دوستى خوشرويى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
22. گشادگى رو و به شكفتگى ، و عطا بخشى و نيكوكارى و بذل هديه ، همه اينها وسيله ‏اى است براى جلب دوستى و محبت مردمان.
(غرر الحکم ، باب خوش رویی)
23. بر تو باد به گشاده رويى كه آن كمند محبت است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
24. خوشرويى بسيار ، نشانه بخشندگى است. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
25. كسى كه از بذل روى خوشش به تو بخل ورزد ، بخششى به تو نخواهد كرد. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
26. روى شكفته بهتر است از ترش روى بخشنده. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)
27. سماجت و پافشارى كردن (در سؤال) خوشرويى به جاى نگذارد. (غرر الحکم ، باب خوش رویی)

 

چند جمله از بزرگان جهان درباره ی آسایش و آرزو

 

اگر قرار بود همه آرزو ها برآورده شود دنیا به صورت دیگری در می آمد.

(آرتور میلر)

تنها آرزو کافی نیست (تحرک و تامل و تعقل وتوکل ) هم لازم است.

( فرانسیس بیکن)

آرزوهای بشر پایان ناپذیر است. وقتی به آرزویی رسید آرزوی دیگری دارد.(کانت)

تو برای تحقق آرزوی خودت بکوش وبگذار دیگران هم به آرزوی خود برسند.

(ارنست همینگوی)

آرزو ورقابت وحسادت هرسه به ترتیب دنبال یکدیگرند.(آگاتا کریستی)

فجیع ترین آرزوها، آرزوی مرگ کردن است.(کریستف کلمب )

بشر به امید زنده است و امید همان آروزست.(آندره موروا)

آنان که قناعت بیشتری دارند، آرزوی کمتری دارند. (سنت اگزوپری)

آرزو کردن شرط نیست. شرط تحقق آرزوست. (لئوناردو داوینچی )

همه می گویند آرزو بر(جوانان) عیب نیست و من می گویم بر(پیران) هم!

(ژان پل سارتر)

آرزویی که سبب ناراحتی دیگران شود آرزو نیست، هوس است.(فرانسیسکو گویا)

همه آرزوها قابل حصول نیست ولی این مسئله نباید جلوی تلاش وکوشش را بگیرد.  (موریس راول)

اگرهمه آرزوها برآورده می شد هیچ اثرهنری و ادبی به وجود نمی آمد!

(ترومن کاپوت)

آرزوهای مثبت (سعادت) وآرزوهای منفی(شقاوت) است. (توماس کارلایل)

فداکاری، یعنی آسایش خود را فدای آسایش دیگران کردن. (گابریل کارسیمارکز)

تا آسایشی وجو نداشته باشد، هیچ کس به آرامش نخواهد رسید. (ادوارد مانه)

ساده ترین و همگانی ترین نوع آسایش همان خواب است. ( امیلی برونته)

آسایش ناموس طبیعت است. همه به آسایش محتاجند حتی جمادات! ( پیکاسو)

آسایش وقتی طولانی وبی دلیل باشد، مبدل به تنبلی می شود. (بتهوون)

آسایش، پاداشی است که بعدازهرکاروتلاش درانتظاربشراست. (دانته)

آسایش زمان نمی شناسد. هروقت خسته شدی بیاسای. (ژان ژاک روسو)

مردان بزرگ کسانی هستند که تا رسیدن به مقصود آسایش ندارند. (دیزرائیلی)

بدون امید هزار آسمان نعمت هم دیناری نمی ارزد. (ویکتور هوگو)

هیچ آسمانی نیست که روزی ابری نشود. (ژول ورن)

 

هزارآسایش به لذت یک پیروزی بعد از تلاش ورنج نمی ارزد. (کریستین آندرسن)

آسایش باید حقیقی باشد، آسایش مصنوعی، بدترمایه ی عذاب است. (نیوتون)

آنکه در درون آسایش داردهمه دنیا را در آسایش می بیند.(سنت اگزوپری)

هنگام کار، کار حقیق وهنگام آسایش، آسایش مطلق، زندگی اصلی همین است.

(گی  دوموپاسان)

زمین وآسمان مکمل یکدیگرند وهردودرخدمت بشر. ( ادوارد مانه)

هرچه که اززمین به آسمان رود، دوباره بازخواهد گشت. (یوهان اشتراوس)

به آسمان وخدای آسمان فکر کنید تا بتوانید با زمینی ها زندگی کنید. (یوهان برامس)

بشر قادربه زندگی درآسمان نیست والا زمینی خلق نمی شد. (ژول ایزاک)

آسمان تنها حرارت و باران رحمت ندارد بلکه صاعقه و سیل هم دارد. (گالیله)

حتی کره زمین نیز که خانه ی ماست درآسمان معلق وشناوراست. (جاحظ بصری)

آسمان همیشه آبی است اگر ابرها بگذارند. (اسپینوزا)

آسمانی فکر کن وزمینی زندگی کن، این یعنی سعادت! (هانری میلر)

آسمان پدر ومادر طبیعت است وانسان فرزند آن دو. (ارسکین کالدول)

آسمان بی ابر مثل دریای بی آب و جنگل بی درخت است. (لابرویر)

بشر به آسمان احترام می گذارد چون هنوز به آن دست نیافته است. (شیللر)

به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است. ( ضرب المثل ایرانی)

حتی خشم آسمان برای زمین نعمت است. (کانت)

آسمان هرکس به اندازه ی صافی و تاری قلبش صاف یا تار است. (مارک تواین)

آسمان هزارها میلیارد همچون زمین دارد اما زمین یک آسمان بیشتر ندارد. (روسینی)

آسمان مادر مهربانی است که اگر نبود زمین از تشنگی وخشکی می مرد. (داروین)

اگرما وزمین ما نیز نبودیم، بازآسمان نعمت های را داشت. ( باخ)

تا خود رانشناخته ای نه زمین را می توانی بشناسی نه آسمان را. ( فرانسوا رابله)

 

 ?

 

دوست داشتن به 21زبان مختلف دنیا

 

01) English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li ...

 


 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت


 شادمهر عقیلی - Shadmehr Aghili

نام اصلي: شادمهر

نام خانوادگي اصلي: عقیلی

سمت (در بخش هاي):  بازیگران،موسیقی،

......................................

تاريخ تولد: 1351

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................

بيوگرافي

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم پر پرواز (خسرو معصومی) در سال 1379.

 

بخشي از فيلم شناسي:

1380  شب برهنه ( سعید سهیلی )  [بازیگر-آهنگساز-خواننده]

1379  پر پرواز ( خسرو معصومی )  [بازیگر]

 (( اینم چند تا عکس  از شادمهر عقیلی در کنسرت اوورهارتون آ لمان و عکسهایی از کنسرت بنیامین در سوئدو گروه آریان  در قسمت ادامه مطلب

مجموعه عكس اختصاصي  بازيگران 

خاطره اسدي ستاره اسكندري لاله اسكندري مهناز افشار ليلا اوتادي پگاه آهنگراني بهنوش بختياري
زيبا بروفه پانته آ بهرام ماهايا پطروسيان هانيه توسلي هديه تهراني آرام جعفري سحر جعفري
چكامه چمن ماه ليلا حاتمي شيلا خداداد شقايق دهقان بهاره رهنما كتايون رياحي مريلا زارعي
لعيا زنگنه الناز شاكر دوست پرستو صالحي نگين صدق گويا نيوشا ضيغمي بهنوش طباطبايي لادن طباطبايي
ترانه عليدوستي شقايق فراهاني گلشيفته فراهاني آتنه فقيه نصيري حديث فولادوند فاطمه معتمدآريا مريم كاوياني
مهتاب كرامتي نيكي كريمي باران كوثري صوفي كياني پوپك گلدره لادن مستوفي آناهيتا نعمتي
آناهيتا همتي يكتا ناصر رويا نونهالي پژمان بازغي پوريا پورسرخ شهرام حقيقت امين حيايي
   
  بهرام رادان محمدرضا فروتن محمدرضا گلزار حميد گودرزي حسام نواب صفوي  

 

 

جنیفر لوپز بریتنی اسپیرز ماریا کری
سلن دیون مدونا التون جان
مایکل جکسون امینم کریستینا اگویلرا
انریکه ایگلزیاس شکیرا ویتنی هیستون
گروه تتو آناستازیا آوریل لاوین
شنیا توآن کریس دی برگ تونی براکسون
شگی بون جووی شر
جوجو گوئن استفانی بی یانسه
هیلاری داف بک استریت بویز ریکی مارتین
شریل کرو مارک آنتونی کرگ دیوید
دایدو جیپسی کینگز ساندرا بولک
روبرت دینیرو جودی فاستر ناتالی ایمبروگلیا
متالیکا رابی ویلیامز کاترین زتا جونز

طلوع خورشید 

 nlpsabz.blogfa.com

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 14:1 موضوع | لینک ثابت


             

 
" ... no book has been so reverenced, no poet so celebrated, and no verse so cherished as Hafez's ghazals. Auguries from his Divan have decided the fates of the individuals and the empires, rebels and heretics as well as the pious have died with lines of Hafez on their lips, and religious and philosophic arguments have been won by apt quotation of a hemistich. Hafez sang a rare blend of human and mystic love so balanced, proportioned, and contrived with artful ease that it is impossible to separate the one from the other; and rhetorical artifice is so delicately woven into the fabric of wisdom and mysticism that it imparts a freshness to ideas ..." --Wheeler M. Thackston




 









 

            

يك صبح يك سلام ( يافركانس برتر) مسئله اين است ( خدا رحمت كنه و بليام شكپيررو :

صبح « چطور شروع مي كنيد ؟ ! با يه خميازه كشدار وكش و قوس اساسي به چهار ستون بدن و يه دنيا اخم و تخم و گله و شكايت از زمين و زمان ؟! يا اينكه . توصيه مي كنيم محض بهبود وضع روحي و رفع ملال صبحگاهي برنامه يك صبح يك سلام رو بشنويد ( ضرري كه نداره ؟؟؟ بدتون اومد راديو رو خاموش كنيد) اين برنامه يعني اين برنامه دست پخت آشپزهاي قابل سياسي اجتماعي صنعتي پزشكي ، بهداشتي ميراث فرهنگي ، .. گروه جوان و جامعه‌اس كه طبيعتاُ چون چند تا آشپز داره گاهي وقتا شور مي شه گاهي وقتام بي نمك. كاريش نمي شه كرد نصفش گردن آشپزهاي برنامه باقي گردن گوينده‌ها يه دفعه فاطمه صداقتي يه هفته هم بنفشه رافعي كه به ضرب و زور از خواب بيدار مي شن مييان سر برنامه تا نشاط صبگاهي رو انتشار بدن!!!

ما از شنبه تا پنجشنبه روي موج اف ام راديفش روهم كه بهتر ازما بلدين (1/88 MHZ اينم تقلب) خودمون روبه جامعه راديويي ها تحميل كرديم ايضاُ شنونده هاي گلي مثل شما اگر سحرخيز باشيد مي توانيد ساعت 53/6 تا حدوداي 30/8 حالا يه كم كمتر ( به خاطرگل روي آگهي‌هاي بازرگاني و برنامه‌هاي مشارك ) اين برنامه رو كه بطور زنده و جاندار پخش مي شه بشنويد اگر صبح زود شما 11 12 ظهره كه هيچ اصلاً به برنامه فكر نكنيد راحت تريد تلفن‌هاي برنامه رو هم كه بهتر از ما بلديد 22040000 22050952 شما فقط زنگ بزنيد هي زنگ بزنيد بالاخره يكي خسته مي‌شه و گوشي رو برمي‌داره يا فرشته ساماني يا نيره مرادي بندگان خدا خيلي هم با حوصله هستن .

 يه اديتور داريم كه به روش سامورايي‌ها با دو حركت تيغ اديت نوارهاي برنامه رو اديت مي‌كنه مثل آب خوردن حاصلش مي‌شه اين تلفن‌ها كه گاهي وقتا سلام ندارن گاهي وقتام پايان گزارش هم داريم چه گزارشي- يكي از يكي بدتر اعظم حبيبي هم گزارشگرمونه! مي‌شناسيدش كه با اون اره بده تيشه بده تاريخي كه با گوينده‌ها بخصوص بنفشه را فعي ‌داره گشتيم كاشف به عمل اومده كه تيرة رافعي‌ها با تيرة حبيبي‌ها از ديرباز اختلاف داشتن حل و فصل شدني هم نيست چه مي‌كنه اين بخش ورزشي با اجراي حسين قوامي و امير حسين بابازاده خدائيش اگه اين دوتا رو ببينيد متوجه مي‌شيد كه اصلاً اهل ورزش نيستن حالا چطور كارشناس ورزشي شدن بماند!؟!

اما تهيه‌كننده‌هاي برنامه خشايار رازقي و شيرين حسن‌پور هستن كه يه كيف CD دارن اين هوا !!! پر موسيقي تكراري و سرودهاي تاريخ گذشته سوء هاضمة ناشي از اين برنامه هم مال تاريخ گذشتگي سرودهاست البته دانش صبح‌خيز تهيه‌كنندة سابق اين برنامه هم از اين برنامه جان سالم بدر برد و شد مدير.

عاقبت به خير شد خدا شانس بده فرامرز اكرميه هم از سردبيري اين برنامه كه به خير و خوشي خلاص شد يكراست رفت شد مدير نفر بعدي هم كه از اين برنامه جدا بشه و بره سراغ زندگيش اگه مدير نشه جانشين مدير مي‌شه هماهنگي‌هاي برنامه‌ام برعهدة دو سه نفره كه فعلاً اسم هر سه نفرشون رو يواشكي لو مي‌ديم آذر شيشه‌گر و فرشته ساماني و زهرا افتخاريان خدا بهشون صبر ايوب داده و گر نه كي مي‌گيره اين همه ارتباط تلفني رو چي نويسنده و سردبير؟!

بعله كه داره هم نويسنده داره هم سردبير هر دو در قالب يك نفر بازمانده از عهد دقيانوس هم تاريخ اصحاب كهف قربونش برم نه خط و ربط بلده نه برنامه‌سازي اما تا دلت بخواد ادعاش مي‌شه بالاخره تو قحط السردبيري يه سردبير دسته سومي هم غنيمته (ياد يه ضرب‌المثل نيافتادين) و گرنه عرصة شير جولانگه هر چي چي نيست؟!

ما يك صبح يك سلامي‌ها كه اتفاقاً عجيب هم هماهنگ و همگن هستيم!!! (به اذعان مدير گروه و مدير شبكة باقي مديرهاي محترم) مخلص تمام شنونده‌هاي يك صبح يك سلاميم برنامه‌مون رو گوش كنيد بدتون نمي‌ياد (تلفيقي از سرود و روزنامه و خبر و گير دادن به مسئولين محترم و مو از ماست كشيدن و برا خاطر محيط زيست و ميراث فرهنگي و داروهاي كمياب هوار هوار كردن) صبحي كه اينطور شروع بشه روزش چي مي‌شه خدا عالمه؟! راستي شمام قبول دارين شبكة جوان و بخصوص اين برنامه استحقاق عنوان فركانس برتر رو داره؟!!  ۷تا۸:۳۰ صبح

 

مقايسه عمر زمين با عمر يك انسان

 

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم!

در اينصورت كره زمين مانند فرد 46 ساله خواهد بود!

هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و درباره سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم.

اما اين را مي دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.

اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يك سال پيش نبود!

يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد.

آخر هفته گذشته دوران يخبندان سراسر زمين را فرا گرفت.

انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است.

بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره 46 ساله آورده است.

او طي 40 دقيقه بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است.

او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!

و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير ايستاده و به اين حمله برق آسا نگاه مي كند.



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 13:32 موضوع | لینک ثابت


 

استکان چاي را از نيمه گذراند

قندان لبخندش را تعارف کرد

غنچه غنچه لب هاي پدر ترک هاي نعلبکي را اندازه کرد

مخده خم شد چشم هاي پدر نم شد

کتاب دعا را بست

عينکش را جا گذاشت پشت جلد کتاب

غروب پرده ي اتاق را کنار زد

پدر اسمان را جلو اورد

تا ته چشمان تارش

خورشيد بود و نبود

ولي شنيدم که گفت:

بوي بارون اومد و باز تو

دلش نيامد بگويد

نيومدي امروز هم

 

 عکس

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت


       

قو 

خدایا! این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده‌ای بر دل‌های روشنفکران فرود آر که :"اگر خدا نباشد ؛ همه چیز مجاز است." جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معنی؛ فاقد مسئولیت نیز هست.

خدایا ! خودخواهی را چندان در من بکش، یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا! آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همه یقین‌هایی را که در من نقش کرده‌اند، بسوزد و آنگاه از پس توده این خاکستر، لبخند مهراوه بر لب‌های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا! مرا از نکبت دوستی‌ها و دشمنی‌های ارواح حقیر در پناه روح‌های پرشکوه چون علی و دل‌های زیبای همه قرنها از گیلگمش تا سارتر و از لوپی تا عین القضاة و از مهراوه تا رزاس پاک گردان.

خدایا! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمق‌ها برگزینی که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می‌کند.

خدایا! بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی‌ام بیفزای.

مگذارکه " دینم" در پس "وجهه دینی‌ام" دفن شود و مگذارکه آنچه را حق می‌دانم، به خاطر آنکه بد می‌دانند کتمان کنم.

.

..آفتاب می تابد،باران می بارد روزگار در گذر است، عمر ما نیز و من هر روز پشت پنجره طلوع ها می بینم و غروب ها، رفتن ها می بینم و نیز آمدن ها آفتاب می تابد،باران می بارد و من امروز......... بار سفر بسته در راهم بی آنکه بدانم، که چرا باید رفت؟ آفتاب می تابد،باران می بارد روزگار در گذر است باشد که عمر به پوچی نگذرد، تا هنگام رفتن سبک پر بکشیم.......

 

الهي، اي بر پا از اراده ات آسمانها، اي گسترده اننده زمينها، اي خرم كننده بستانها اي نقاش گلشنها، اي كامل كننده نقصانها.

الهي، اي آشكار كننده پنهانها، اي آرايشگر گلستانها، اي بوجود آورنده رنگها اي چهره نگار صورتها.

الهي، اي بيرون كننده منكران از ميدانها ، اي بخشنده جانها.

الهي، اي درمان كننده دردها، اي شوينده گناه از ديوانها اي علاج نسيانها، اي حاكم آشكار و نهانها ، اي نازل كنننده واقعيتها.

الهي، اي حركت دهنده بادها، اي ريزنده بارانها، اي وجودم براي تو.

الهي، اي به هر دردي دوا، اي يادت شفا، اي بقلبم ضيا اي اجابت كننده دعا، اي هستي را از تو صفا، اي مرا تكيه گاه و اميد ورجا.

الهي، اي بهرهستي فرمانروا، اي بدرگاهت سرذلت پارسا، اي منبع جود و عطا اي نواي بينوا ، اي نگهدارنده ارض و سما.

الهي ، اي برطرف كننده رنج و عنا، اي حبيب قلب بي ريا اي بخشنده گناه و خطا، اي وزنده بادصبا.

الهي، اي فرستنده انبيا اي گنج اوليا، اي عشقت كيميا.

الهي، اي زهر عيب و نقصي جدا، اي رحم كنننده بر پيرو برنا اي شرمنده را از خون مكن جدا، بمن رحمت و لطف آر به روز جزا.

الهي، شب تاريك باطنم را به اشراق جمالت منور فرما، براي قلبم روزي معنوي مقرر فرما، از خشنوديت خبر فرما، وجودم را براي همگان با اثر فرما.

الهي، حياتم را پر ثمر فرما بر اين افتاده نظر فرما،احوالم خوشتر فرما.

الهي، عبادتم را بهتر فرما نيتم را برتر فرما، دلم را چون قمر منور فرما، اين بنده ات را منبع خير و بي شر فرما، چراغ وجودم در انبور عرفان و كرامت روشن فرما ، فراقم را به وصال مبدل فرما.

الهي، به اين گداي درگاهت از خزانه رحمتت صدقه اي مرحمت فرما اي مبدا ، اي رحمت بي انتها، اي حقيقت بقا، اي همه موجودات عظمت در فنا.

 

الهي، با یاد تو شادم و بدون یاد تو هیچ و پوچی ندارم با تو همه کس هستم و بی تو هیچ کس.

 

 ل

 

 

 


 

نوشته شده توسط محسن در ساعت 20:12 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting